پاییز را هنوز درک نکرده ام اما درونم غوغاست مثل پاییز تنه

پاییز را هنوز درک نکرده ام اما درونم غوغاست مثل پاییز تنهاست؛عشوه گریهای بهار ی طرف؛آخر من زرد و نارنجی را دوست دارم ؛قرمز را دوست تر؛سخت است با آنکه میدانم گلویش پیش زمستان گیرس؛سخت است دوستش نداشته باشم؛اینروز ها برایت حرف در می اورند اگر مهرش را به زردیش بفروشی.....
دیدگاه ها (۱)

شخصی به قصد تحقیر کردن، ""مورچه ای ""...

کاش میشد با دلت عشقم هماهنگی کنیگاهگاهی مثل من درشعر دلتنگی ...

←یه‍ دُعا میکُنَم یِه‍ آمیْن مَشتْی بِذار پُشتِش√خـــــدایا ...

روزگار غریبی است ...نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط