پارت-دوازدهم

پارت-دوازدهم


دیشب که رفتم خونه ی راست خوابیدم حالا هم که داخل اتاقم دارم اخرین برگه رو ترجمه میکنم

اخه میخوام بدونم ایناکه ترجمه بلدن خب وقتی متن رو میخونید میفهمین چی نوشته که همون موقع هم جواب بدین اه

بعد تموم شدن ترجمه رفتم بیرون ...... حالا برم کدوم اتاق ؟؟؟؟؟؟
به در هر سه تا اتاق لگد زدم و بعد خودم اول راهرو واستادم ....... هر سه تاشون با داد و بیداد اومدن بیرون

اتاق سمت چپ رادوین بود روبه روش اروین و روبه روی من داروین

ی نگاه بهشون کردم و گفتم + اها خب خواستم بگم یکی بیاد این برگه ها رو بگیره اخه من که نمیدونم دفترتون کدومه

ادرین - من روبه روت بودم خب میومدی پیش من
+ باشه برای بعد یکی اینا رو بگیره
اروین - بیا دفتر من
+ نمیگفتی خودم میومدم

رفتم داخل و نشستم روی مبل

+ خب مگه الان نباید برین داخل دفتر مشترکتون تا باهم صحبت کنید

اروین- چرا ولی الان کار داریم بشین تا کارمون رو انجام بدیم نیم ساعت دیگه حرف میزنیم
+ اووووووو من تا اون موقع میمیرم من میرم بیرون پیش منشیتون تا با هم دوست شیم
بعد ی لبخند دندون نما بهش زدم و اومدم بیرون ..... رفتم کنار منشی نشستم

+ سلام من ترمه ام خوشبختم
منشی - سلام منم مژده ام خوشبختم چه خوب شد تو اومدی مگرنه من تنها بودم
+ یعنی هیچ دختر اینجا نیست
مژده- چرا یکی هست خیلی ناز و عشوه میاد برای کار هم نیومده فقط میاد اینجا میشینه به اقایون میچسبه هر کی زودتر بیاد به اون میچسبه حالا حالا هم وقت اومدنشه هر وقت بهش میگم چرا میای میگه میخوام درباره ی کار با مدیرا صحبت کنم اخه باباش شریک این شرکته
+خب مگه کار اینجا چیه

مژده- با شرکتای دیگه از کشورها و منطقه های دیگه شراکت میکنن برای ساختن بیمارستان و مکان های دیگه کارشون ساخت و سازه ولی در اصل الان پلیسن الان ساخت و ساز رو کنار گذاشتن و دارن با پلیس ترکیه همکاری میکنن تا شرکتی که ما باهاش شراکت داریم رو بگیره چون ساخت و ساز میکنه ولی وسایل ساخت و ساز رو از شرکت کشورای دیگه میگیره و بقیه اش رو برات توضیح میدن

خواستم برم که ی دختر اومد داخل وایساد جلوی منو همینطور که با دهن باز ادامس میجوید گفت : شما

+ نامزد اقا اروین
دختر- ههه واقعا نامزدش منم که

کم نیاوردم جوابش دادم : جک خوبی بود
بعد سریع بدون در زدن رفتم داخل اتاق اروین و در رو پشتم بستم
اروین- اینجا مگه در نداره
+ هیـــــــسسسسسسس
اروین - چیشده
رفتم کنارش و گفتم : اون دختره که همیشه بهت میچسبه اومد اینجا گفت من کیم منم گفتم نامزدشم حالا اومدم اینجا ضایع بازی در نیاریا باشه
اروین - خب از اول میگفتی دوستم داری دیگه این چه سیغه ای بود

رفتم کنار و گفتم : من تو رو دوست داشته باشم من تو رو خر خودم حساب میکنم خواستم نجاتت بدم.... اسم دختره چیه ؟
اروین - سمیرا
بلند داد زدم - سمیراااا سمیرا جون بیا اینجا
چند مین بعد سمیرا پرید داخل گفت : چیه ؟
+ الکی گفتم من نامزد ایشون نیستم ارزونیه خودت
بعد رفتم بیرون و روبه روی دفتر ادرین وایسادم و در زدم
ادرین - بفمایید
رفتم داخل نشستم رو مبل
+ میشه مسئله ی این پلیس و اینا رو توضیح بدی نصفیش رو مژده گفت بقیش رو تو بگو


ادرین سر خودکارشو گذاشت و گفت : تا چند سال پیش داشتیم ساخت وساز میکردیم و با یکی از شرکت های فرانسوی دوست بودیم از طریق بابای من خب اونا ایرانی بودن ولی رفتن فرانسه .... بهمون پیشناهاد شراکت دادن و گفتن کمکشون کنیم از جاهای دیگه وسایل ساخت و ساز و مقداری مواد بیاریم شوهرخاله ی رادوین پلیس بود و این جریان رو بهش گفت اونم گفت پلیس فرانسه دنبالشونه و به اونا گفته اگر پیداش کردین بهمون خبر بدین بعد این موضوع به فرانسه رفتیم و همه چیز رو به پلیس گفتیم پلیس فرانسه هم گفت بریم شرکتشون رو پیدا کنیم ما هم پرسیدیم ولی چیزی نگفتن ماهم به عنوان پلیس مخفی از اداره ی پلیس ایران چند وقت دیگه با تو و دوتا دوستت میریم اونجا الان همه چیز خوبه و اونا میخوان بعد از دوماه تمام موادی که خودشون درست کردن رو از طریق افرادش و چند نفر دیگه به کشورهای دیگه بفروشن ماهم میریم اونجا پس به خانوادت بگو پلیس ایران و فرانسه هم از ما محافظت میکنن


+ خب دوستای من برای چی بیان اصلا چرا ما چرا اوین رو نمیبری
ادرین - خب ما هرچی ادم دورمونه ادم نیستن گفتیم شما رو ببریم البته اوین گفت شما هم هستید ولی اگه موافق نباشین نمیبریمتون اوین هم مدرسه داره و مامان بابا هم نیستن اوین باید پیش پدربزرگم باشه
+ خب من سعی میکنم مامان بابام رو راضی کنم به اون دوتا هم میگم ولی اگه اتفاقی برامون افتاد چی
ادرین - نترس انجا که بریم پلیس همراهمونه
+ باش پس من برم خدانگهدار
ادرین - خداحافظ

رفتم خونه به مامان بابا گفتم بابا گفت باید با اون سه تا حرف بزنه بعد به درس
دیدگاه ها (۴)

#پارت-سیزدهم دومــــــاه بـــــــــعـــــــددرسا تو فرودگاه ...

خب رفتم تو فاز عکاسی-خب دوستان شما نظاره گر یکی از ارزشمند ت...

silence

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط