گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی «ساده‌ای!

گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی «ساده‌ای!
دورم از دیدار با هر پیش‌ پا افتاده‌ای»
کوچکم خواندی، که پیش چشم ظاهربین تو
دیگران کوهند و من سنگ کنار جاده‌ای
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچ‌کس حتی شبیهت نیست، فوق‌العاده‌ای
با دل آزرده‌ام چیزی نمی‌گویی ولی
از دل آزردن که حرفی می‌شود آماده‌ای
باز بر دوری صبوری می‌کنم اما مگیر
امتحان ساده‌ای از امتحان پس‌داده‌ای
دیدگاه ها (۱۳)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش دوم_ریچل کمی از جا می‌پرد"...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

when silence bwcwme a scram p37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط