هر صبح به تو فکر می‌کنم ،

هر صبح به تو فکر می‌کنم ،
با جای خالی‌ات حرف میزنم،
تیترهای روزنامه را برایت می‌خوانم
و صبحانه را جای تو به خودم تعارف می‌کنم،
از اتاق صدایت را می‌شنوم که: «لباس‌هاتو اتو کردم و گذاشتم رو تخت.»
لباس‌های چروک هر روزه‌ام را می‌پوشم
و با صدای بلند از تو که نیستی
تشکر می‌کنم،
عطر تلخ همیشگی را میزنم،
در را آهسته می‌بندم
و چهار قفله‌اش می‌کنم
که مبادا جای خالی‌ات از خانه‌ام فرار کند
دیدگاه ها (۲)

خواب دیدم تو به خاطره های من با خودت حسادت می کردی. می گفتی:...

دلتنگی مثل نواریست که یک طرفش صدای پای آمدنت را میدهد و طرف ...

گفتم تو را دوست دارم ...خندیدی !گفتم تو را با تمام وجود دوست...

آمد بی آنکه بخواهمرفت بی‌آنکه دلیل نماندنش را بدانمشاید رسم ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

{ددی فاکر}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط