یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...

یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...

از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می دیدم...

پشت سر همه غریبه ، روبروم دیدم فریبه...

اما فکر کردم کنارم ، شونه های یک رفیقه...

داشتم اشتباه میکردم. تو رفیق من نبودی...

من تا آخر با تو بودم ، تو از اولم نبودی...

داشتم اشتباه می کردم , که تموم زندگیمو...

من به دستای تو دادم , حالا اینجا تک و تننها...

برگ خشک بی درختی، غرق بادم...

نوش جونت اگه بردی ، نوش جونت هرچی خوردی...

تورو هیچ وقت نشناختم...

 نوش جونم اگه باختم. تو منو ساده گرفتی...

زدی رفتی مفتی مفتی اما اون روز رو می بینم که به زانوهات می افتی...

تو به زانوهات می افتی...!
دیدگاه ها (۴)

همـچـون ساعـت شنی شــده ام ,کــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزن...

دیــوارهـایــی که میـســـازی ,هـر روز و هـر روز بیـشتـر میشـ...

اصلا من بنویسَم و بنویسَم و بنویسَم . . . .چـه فَرقـی می کُن...

هرچه می کنم چهار خط برای تو بنویسم ,می بینم واژه هاخاک بر سر...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁶ درو قفل کردم و کلید رو گذاشتم تو جیبم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط