دستمال کاغذی به اشک گفت:

دستمال کاغذی به اشک گفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نه واقعأ اومدی ببینی دستمال کاغذی به اشک چی گفته؟؟نه ینی واقعأ دستمال کاغذی حرف میزنه؟هم سنای تو الان دارن اورانیوم غنی میکنن اونوقت تو اومدی ببینی دستمال کاغذی چی گفته؟؟؟
دیدگاه ها (۱۱)

از نظر من زندگی فقط به درس نیس شاید خیلیا مخالف باشن ولی واق...

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

یادتونه آن همه اسناد و مدرک و هارد و فایل و ... از اسرائیل ب...

دقت نکنین

آقا درود چطورید خب...خواستم درباره کسایی که آف میزنن و بدون ...

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

بعضیا انقدر درگیر زندگی بقیه‌ان که آدم واقعاً دلش می‌سوزه؛ چ...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: نهو بعد از اینکه همه چیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط