تو چه یاری که نداری غم و اندیشهٔ یار

تو چه یاری که نداری غم و اندیشهٔ یار

یاری آن‌ست که یار از غم یار اندیشد...
دیدگاه ها (۳)

گفت دیدسٖت مرا این که کجا یادش نیستهمه چـیـزم شـده و هیچ مـر...

فلکم از تو جدا کرد و گمان می‌کردمکه به شمشیر مرا از تو جدا ن...

دلم میخواهد خودم را از تنم در بیاورمبشورم بچلانم و روی طناب ...

"آسمان" فرصت پرواز بلند استولی قصه این است چه اندازه"کبوتر" ...

داریم از این شعر آموزنده تر ؟!🥀واقعا یار خوب یاری هس که تو ر...

گوینده عالم تو چرا بی یاری یاران چه کنم یار فادار کم

همواره غم انگیز ترین مرگ جهان استرفتن پی کاری که به آن عشق ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط