🔷 @qurannategh

🔷 @qurannategh
📜 🕊 ⭐ ️🕊 📜 🌟
🕊 📜 🕊 📜
⭐ ️🕊 📜
🕊 📜
📜


♦ ️#داستانک


📜 روز فوت #مرحوم_نخودکی ، زنی مسیحی در مسیر جنازه به سر و سینه خود می زد و شیون می کرد. گفتم: مگر تو مسیحی نیستی؟ آخر این مرد، روحانی مسلمانان است .

گفت: این دو دخترم که با من هستند، چندی قبل، به مرضی دچار شدند که هر چه مداوا کردیم سود نداد .

حتی پزشکان بیمارستان آمریکائی نیز این دو را جواب کردند. باری رفته رفته، بیماریشان سخت تر شد و به حال نزع افتادند. همسایه ما زنی مسلمان بود، چون حال پریشان مرا دید، گفت: برای شفای بیماران خود، به قریه نخودک برو و از حاج شیخ حسنعلی اصفهانی که دم عیسوی دارد کمک بخواه .

بیا چادر مرا بر سر کن و به آنجا برو از روی استیصال چادر او را بر سر کردم و پرسان پرسان به آن ده که محل سکونت حاج شیخ بود رسیدم، دیدم که جلو در خانه نشسته و گروهی از حاجتمندان، اطرافش را گرفته اند .

من هم بدون آنکه مذهب خود را اظهار کنم، پریشانی خود را عرضه نمودم. فرمودند :

این دو انجیر را بگیر و به آن زن همسایه که مسلمان است بده تا با وضو آنها را به دختران تو بخوراند .

گفتم: قادر به خوردن چیزی نیستند. فرمودند :

در آب حل کنند و به ایشان بدهند

به شهر بازگشتم و انجیرها را به آن زن مسلمان دادم و او نیز وضو بساخت و آنها را در آب حل کرد و در دهان دختران بیمار من ریخت .

ناگهان پس از چند دقیقه چشم گشودند و شفا یافتند. آری چنین مردی از میان ما رفته است .

📚 کتاب نشان از بی نشانه
دیدگاه ها (۲)

💢 : @qurannategh🌺 💠 🌺 💠 💠 🌺 💠 🌺 💠 💠 📚 #حدیث🔸 حسن بن علی وشاء...

*بدتر از قتل*مردی نزد حکیمی آمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ...

دست مرا برای گدایی نوشته اندرزق مرا امام رضایی نوشته اندبا ش...

گر بخواهد با اشاره خاک را "دُر" می کندعشق او هر لحظه در قلبم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط