دوباره دستهای تو



دوباره دست‌های تو
آن دست‌های قادرِ عاشق
هم‌سان یک شکوفه، یک گل
خواهد شکفت
و خورشیدی خواهی گشت
بر فراز دیوارهای سیاه
همیشه خوش‌آفتاب،
همیشه بی‌غروب!
#خسرو_گلسرخی
دیدگاه ها (۸)

‌طعنه زند مرا ز کین: «رو صنمی دگر گزین!»در دو جهان یکی بگو ک...

‌تـو را به ترانه‌ها بخشــیدمـبه صــداے موسیــقیبه سڪوت شڪوفه...

هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیستتا نگویی که اسیران کمند تو...

‌آنجایی که تو هستی را نمیدانم..من،اینجا، در خزان ترین فصل سا...

قرارمان همین #بهار زیر شکوفه های #شعرآنجا که واژه ها برای تو...

شهادت گوارای وجودتغمگینم ار رفتنت ولی میدانم تو هم در گروه ر...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط