هزار بار نوشتی بیا بیا دیر است

هزار بار نوشتی بیا بیا دیر است

هزار بار نوشتم که پای دل، گبر است

شکست نیم نگاهت سکوت آینه را

نگاه کردن تو انتشار تصویر است

هزاربار برایت سروده ام اما

غزل برای تو تنگ است،دست و پا گیر است

غروب فرصت خوبی برای دیدن بود

دریغ چشم تو از این کرانه ها سیر است

تو با دعای توسل، گذشتی از پاییز

به استخاره نشستیم ما، دگر دیر است

نه من،نه تو، نه غزل، هیچ کس مقصر نیست

گناه زردی ما، روی دوش تقدیر است
دیدگاه ها (۲)

دلـــــــــــــــم تنگــــــــ استــــــ...! دلـــــــــ...

دلتنگتم...........دلتنگ.......

آقا سلام گرچه بلند است جایتان می خواهم...

فرق ما این بود تو نماز را ناز می خوانی و من با ناز...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط