🌹

🌹
بر نیمکتی چوبی نشسته ام
و به رفت و آمد آدم ها نگاه می کنم؛
مثل زنی که برای ادامه راه خستگی در می کند.
مثل پیرمردی که دوران کهنسالی اش را سپری می کند.
مثل کسی که می خواهد زمان را تلف کند.
مثل ...
هزارتا مثل ...
اما هیچکس نمی داند
در سطر اول این شعر
من چقدر منتظر آمدنت بوده ام
.
#شهریار_بهروز
🌹
دیدگاه ها (۱)

.رعرش مجلس غم ارباب عالم است/مشکی بپوش ای دل شیدا محرم است/غ...

آغاز ماه #محرم و ایام سوگواری امام حسین (ع) تسلیت باد

🌹 شاعران با گیسوانتشعرهایی گفته‌اند!آنچه بر منعاید و واصل شد...

🌹 ناگهان شعر میشوی در منجوهر میشوممینویسم تو راتو مثل تمام ن...

سناریو - رومان

« نگاه ممنوعه »پارت ۳ — «رابطه‌ای که اسم نداشت» صبح روز بعد…...

..می‌گویند بعضی آدم‌ها شبیه به دریا هستند.از دور که نگاهشان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط