دیده چنان از غم آن سرو روان تار گشت راه

دیده چنان از غم آن سرو روان تار گشت راه ز بی راه ندانست و گرفتار گشت
دیدگاه ها (۱)

پا اگر از جستن آن مشک ختن لنگ شد هیچ مپندار که عاجز ز چنی...

دردم به درمانی روا جریان نمی افتد چرا

دهنم آب افتاد

آخ می چسبه

ان شاءالله تک تک خائنین به درک واصل شوند و به عذاب الیم در د...

از صدای گذر آب چنان میفهممتندتر از آب روانعمرگران میگذردزندگ...

روزی چنان بگریم ازین غم، که اشک منز آن خاک آستان بدماند گیاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط