بودنت حال خوشم را جاودانی میکند

بودنت حال خوشم را جاودانی میکند
بودنت با دلخوشی هایم تبانی میکند
مهربانی کن که لیلای توام آخر مگر
مهربان با مهربان نامهربانی میکند ؟
دست دردستت نهادم سر به پایت میدهم
در شکوهی که خداهم نغمه خوانی میکند
بوسه باید زد به دست گرم تقدیرم که خوب
عمردارد باامیدت زندگانی میکند
خاطراتت روز تا شب مونس جان منند
خاطراتت لحظه ها را بایگانی میکند
من تو را میخواهم و پیداست از سیمای من
درد دل هایی که دل با من نهانی میکند !
دیدگاه ها (۵۵)

دلبری نادیده بر قلبم شده فرمانروانرم نرمک دل به او بستم نمید...

‍ ‍ هیچ گاه از چشم هایت، گریه خواهش کرده ای؟شانه های سوگواری...

ای چراغ دل تاریکم ! از این خانه مرو !آشنای تو منم، بر در بیگ...

نخواهی دید بعد از رفتنم عاشق تر از من برایت گرچه خواهانم کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط