سرد شده ای

سرد شده ای
درست مثل این چای
اما نمیدانم چرا
از دهان نمی افتی...
دیدگاه ها (۰)

باز شب ...و باز من و خواستنت ....دعوت ڪن مرا بهعاشقانه هاے ش...

خیال توفقط شبها سراغم می آیددروغ چرا؟اماباور کنخیالت را آنقد...

صدایت میکنم با عشق...جوابم میدهی با جان...همین جان گفتنت عشق...

چای

بعدا وجود نداره

وای این کفش ها حتی توی عروسی هم نمی توانم پاهم کنم😅خیلی سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط