تا به حال نوشته بودم
تا به حال نوشته بودم . . . . ؟
به گمانم نـــــــه . . . .
پس اینبار برایــــــــت می نویسم ,
که گاه چنان آشفته و گنگ می شوم ,
که تردید در باورهایـــــــم ریشه می دواند . . . .
اما باز هم در آخرین لحظه تــــــکرار می کنم ,
که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند ,
میخوانمت هنوز . . . .
حتـــــــی اگر دستانت مرا جستجو نکنند ,
هیچ بارانـــی قادر نخواهد بود ,
تو را از کوچه اندیشه هایم بشوید . . . .
و اینها ,
برای یک عمر سرخوش بودن و شـــــیدایی کردن کافی است . . . .
به گمانم در ورای این کلمات ,
می خواستم بگویم که دلــــــتنگت شده ام . . . .
به همیـــــن سادگی . . . .
به گمانم نـــــــه . . . .
پس اینبار برایــــــــت می نویسم ,
که گاه چنان آشفته و گنگ می شوم ,
که تردید در باورهایـــــــم ریشه می دواند . . . .
اما باز هم در آخرین لحظه تــــــکرار می کنم ,
که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند ,
میخوانمت هنوز . . . .
حتـــــــی اگر دستانت مرا جستجو نکنند ,
هیچ بارانـــی قادر نخواهد بود ,
تو را از کوچه اندیشه هایم بشوید . . . .
و اینها ,
برای یک عمر سرخوش بودن و شـــــیدایی کردن کافی است . . . .
به گمانم در ورای این کلمات ,
می خواستم بگویم که دلــــــتنگت شده ام . . . .
به همیـــــن سادگی . . . .
- ۳۴۵
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط