ادمی که دوستت دارد، خیلی زود برایت عادی میشود...

ادمی که دوستت دارد، خیلی زود برایت عادی میشود... حرفهایش... دوستت دارم هایش و تو خیلی زود کلافه میشوی... از بهانه هایش، اشکهایش، توقع هایش... و چون تصور میکنی که همیشه هست، همیشه دوستت دارد... هیچوقت نگاهش نمیکنی، نگرانش نمیشوی... برای از دست دادنش نمی ترسی.. در خیالت او همیشه هست اما... او هم آدم است روزی که کارد به استخوانش برسد کوله بار اندوهش را برمیدارد... و بی سر وصدا می رود حسی ب من می گوید: آن روز... بی اراده صدایش میزنی اما جوابی نمی آید... فقط برایت جای پایش می ماند...
دیدگاه ها (۴)

تنها بودم ک او آمد ... تنهاییم را پر نکرد ... ...

نه آرامشت رابه چشمـﮯ وابسته کن،نه دستت رابه گرماے ...

ﺩﻟﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺖ ....ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻥ ....ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺩ ﺷﺪ ...ﺍ...

نــــــــِــــصفـــِه شــــــب یواشکی لباس بپـــــوشی از خون...

## بخش ۵: پژواکِ گذشته در آرامستانِ مدرناشک‌هایِ میتسوری، بی...

«امروز اولین روز دانشگاهته.»این فکر مثل یک سطل آب سرد روی سر...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³¹جونگکوک از اسکله دور شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط