۳۶۵ روز از من

۳۶۵ روز از من
باز هم گذشت
روزهایی که قهقهه زدم
از ته دل و لبخند زدم
و شب هایی که اشک ریختم
و دلم شکست و فریاد زدم
روزهایی که دلی بدست اوردم
و عشق ورزیدم
و روزهایی که دلی شکستم و ...
روزهایی که دویدم تا برسم
و شب هایی که خوابیدم و
بیخیال شدم از رسیدن
روزهایی که فکر کردم دنیا منم و من
نیاز به هیچ دست و دامنی نیست
و بعد دنیا چرخید
گیر چرخ گردون افتادم
فهمیدم دنیا گرداننده دارد و
دست به دامنش شدم
روزهایی که دوست داشتن را
برای شریک رویاهام زمزمه کردم
و عشق فریاد زدم
و روزهایی که پشت چشم نازک کردم
و نفرت بالا اوردم!
#تولدم‌مبارک
دیدگاه ها (۱۰۴)

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط