نه آن جا به ما خوش گذشت

نه آن جا به ما خوش گذشت
نه این جا
اسم دربه دری ها را سفر گذاشته اند
با چمدانی
سنگین از آرزوها
در آوارگی ها پیر می شویم!
از غربتی
به غربتی دیگر رفتن سفر نیست
حرکت ناگزیر باد است
از شهری به شهری دیگر.
دیدگاه ها (۱)

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

عاشقانه های شبنم

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»• ─────『 ✦ 』───── •۱۴....

قایقی خواهم ساخت ..

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط