قصه از آنجا

قصه از آنجا
شروع شد که
از عادتــ کردن فرار کردیم
و به فرار کردن عادت
دیدگاه ها (۲)

باید مرد باشی تا بفهمی؛ «احساس» یک زن؛ «فروشی» نیست، «هدیه» ...

گاهے وقتها تو زندگےمیرسے بـہ یہ جایے ڪہ بـن بسـت نیسـتامــا ...

تمام برگ هاے دفترم تمام شدقلمم بہ پایان رسیددستم سست شدچہ سر...

اگـر مردم فقط به خاطر ترس از تنبیـه شدن و یا به امید پاداش گ...

بخدا عادت کردیم

نمیگذره این ماییم که عادت کردیم...

ما که عادت کردیم😍💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط