از دور ...

از دور ...
می بوسم تورا
ای آرزوی هرشبم

شاید که با این دلخوشی
پایان گرفت تاب وتبم

ازدور می بوسم تورا
ای کعبه دلبستگی

ای آشنای باوفا
ای مرهم هرخستگی...
دیدگاه ها (۳)

باران ! آرام به قلبم خطور کن !قدم هایت را کوچک ونم نم بردار!...

جهـــانم تـــــویے چناڹدورٺ مے گردم ڪہ هیچڪس بہ ایڹ زیبایے ج...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

ﺩﻳﺪﻣﺶ ﺍﻣﺎ ﭼہ ﺣﺎﺻﻞ ،ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻋﺸﻖ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﺯﺧﺎﻃ...

در تاریخ خواهند نوشت که عده‌ای برای چنین صحنه‌هایی از ترامپ ...

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

..تو پاییز بودی؛ سرد اما دلنشین، از همان‌هایی که آدمی را مشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط