عادتـــ کرده ام به ایـنکه هــمــیــشه د

عادتـــ کرده ام به ایـنکه هــمــیــشه در بحران هــای زندگــی ام، خــودم هوای خــودم را داشته باشم ... در شـــبــــ های بیخــوابی، خــودم برای خــودم لالایی بخــوانم ... وقتی بغض میــکنم، خودم، خــودم را در آغــوش بگــیرم و دلــداری بدهــم ... مــیــبــینــــــــــــــ ی ؟!... تــنهـایی، با هـمــه ی دردی کـه دارد،مـرا " مــرد " بار آورده
دیدگاه ها (۵)

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

پارت ۵۸:انتهای جاده(جونگ کوک)نگاه خیره ام رو به جاده های نور...

🐰سلام به همه منم جی‌کی، الان سر فیلمبرداری کمپین Feel the Fi...

Are they just stray kids...?

~👔 | فراتر از پرتره‌ های دوران رنسانس: جین و Gucci / امروز😭💋...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط