لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من

لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من

چه غریب و نا شناسه جاده به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده شوقت رو از دلم ربوده

ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا …. بیا …… بیا …..

یه روز چشاتو وا کنی میبینی من تموم شدم

میبینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم

اگه یه روز و روزگار پیش خودت باز بشینی

تموم این روزا رو جلو چشات باز می بینی
بیا …… بیا …… بیا ……

چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم

کاش این روزا میمردم یه جور اینو می فهمیدم

دیگه برام نمیمونی تو چشمات اینو می خونم

چقد دلم گرفته باز نمی دونم چی بخونم
دیدگاه ها (۴)

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

انیمه | i want love you till your dying

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط