۶:۹ am

P⁴
TAKEPARTY
KOOK
هوف کلافه ای کشید و دختر و بغل کرد و به ماشین برد تا به خونه برگردن. کمربند دختر و بست و سوار شد قبل از اینکه کمربندش و ببنده و راه بیوفته ات بازوی جونگکوک و گرفت و سرش و بهش چسبوند و با لوس شدن و ناز و عشوه گفت
+ تو همیشه رفتار خوبی باهام داشتی کوکی، مراقبم هستی، مهربونی، وقتی بهت نگاه میکنم و متوجه ام میشی لبخند میزنی، باعث میشی حس خوبی داشته باشم و اون عوضی و فراموش کنم
جونگکوک که شوکه بود تمام حرف هاش و بر پایه سگ مست بودنش گذاشت
_ خوبه! خوشحالم که حس خوبی بهت میدم
بازوش و کشید و به راه افتادن. دختر کج نشسته و سرش و به شیشه چسبونده بود و خیره جونگکوک و تماشا میکرد
+ تاحالا اهمیت نداده بودم چه قدر جذاب رانندگی می‌کنی
خنده روی لب هاش نشست
_ ممنون ات ولی این فقط یه رانندگیه
+ ولی تو خیلی جذابی بازوهات ران های توپرت و فاک اون سینه حجیم و سیکس پک هات که توی لباس های گن و گشاد قایمشون کردی
تعریف های ات پسر و مستانه میکرد
_ م.مچکرم!
شیطون گفت
+ با این حجم از عضله مطمئنم چیزت هم بزرگ و گنده است اینطور نیست؟!
از تعجب چشم هاش سایز عوض کردن و بزرگ شدن. تای ابرویی بالا داد و به دختر نگاهی انداخت. دختر شهوت بر انگیز نگاهش میکرد و شور و اشتیاقی که توی چشم هاش موج میزد کوک و تحریک میکرد
لبش و به دندون کشید
_ این رفتارت درست نیست بهتره تمومش کنی
+ چرا اون پایینی با بزرگ شدنش قلقلکت میده؟ تو نمی‌خوای ببینی زیر این لباس چسبناک که فیت بدنمه چه چیز هایی وجود داره که برات خیس شدن!
_ ات..
+ نمیتونی خودت و نگه داری نه؟
نزدیکش رفت و دست هاش و نوازش وار روی بدن جونگکوک کشید و از سینه تا پایین سیکس پک هاش آورد
+ آه خدای من باورم نمیشه که دارم لمست میکنم.. میدونی همیشه میخواستم کف دستم ناهمواری های شیکمت و خط به خط حفظ بشه
_ دختره هیز
خندید
+ چرا مقاومت می‌کنی کوکی؟ تو ش.ق کردی.. چرا چیزی که میخواد و بهش نمیدی
سکوت کرد
_ چهره ات لبریز از شهوته.. چشم هات و لبی که بین دندون هات اسیرش می‌کنی تا اعتراف نکنه.. دارم میبینم که چقدر میخوای توم بکوبی. پایین تنت باهام حرف میزنه، نمی‌خوای به جای لب های خودت لب های من و به دندون بکشی؟!..
_ اگه تمومش نکنی پشیمونت میکنم
+ می‌خوام پشیمونم کنی.. می‌خوام جئون جونگکوک جئون ات و پشیمون کنه.. نکنه اگه تمومش نکنم منفجر میشی!..
نگاهی به برآمدگی شلوار جونگکوک انداخت و پوزخندی زد
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

dark life = 39

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط