خدایا من دلم قُرصه!

خدایا من دلم قُرصه!
ڪَسے غِیرَ از تو با من نیست
خیالت از زَمین راحت...
ڪِہ حَتے روز روشن نیست
ڪَسے اینجا نمیبینه ڪِہ دنیا زیر چشماتہ...
یہ عمره یادمون رَفتہ!
زمین دار مُڪافاتہِ...
فَراموشَم شُده گاهے ڪِہ این پایین چہ ها ڪَردم....
ڪِہ روزے باید از اینجا ,بازم پیش تو برگردم....
خدایا وقت برگشتن ,یہ ڪَم با من مدارا ڪُن...
شنیدم گرمہ اغوشت,اگہ میشہ منم جا ڪُن.....
دیدگاه ها (۶)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

Part 2

پارت ۳

professor Riddle,p39

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

سناریو ایزانا

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط