ستاره و ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۸

فلش به روز اردو
آیسا کمی خوراکی آماده کرده بود و آنیا هم کلی بادوم زمینی
رفتن مدرسه و منتظر اتوبوس اردو بودن
که رسید کل کلاس سیسیل تو اتوبوس بودن و دمیتریوسم بودش
هندرسون: همگروهی ها پیش هم بشینند
انیا و دامیان پیش هم نشستن و کمی بعد
دامیان یه سنگینی رو شونش حس کرد

آنیا روی شونه ی دامیان خوابیده بود
دامیان🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
و بعد دامیانم خوابش برد و سرشو گذاشت رو سر انیا
*بکی هم که درجا عکس گرفت ازشون😂*

ویو آیسا
(نویسنده:از شانس آیسا صندلی اون و دمیتریوس از بقیه ی صندلی ها باریک تر بود
برای همین مجبور شدن بهم بچسبن)
آیسا [ایش هم این پسره ی عوضی]
*که یهو دمیتریوس دستشو گذاشت روی شونه ی آیسا*
آیسا: هی چکار میکنی عوضی؟دیدی تو روتم میگم
دمیتریوس: خب جا نبود دستمو بزارم
آیسا اه باشه خب
دمیتریوس: باشه برش میدارم
آیسا ذره ای صورتی شده بود
و بعد اونم مثل آنیا خوابش برد ولی سمتش اونور بود جوری که بیوفته ولی دمیتریوس برای اینکه آیسا نیوفته مجبور شد بغلش کنه

و کمی بعد همونجور که بغلش کرده بود دستش رو شونه هاش بود اونم خوابش برد
بکی هم درجا عکس گرفت😂🙂‍↔️😍
دیدگاه ها (۳)

بچه ها امروز به دلیل امتحان زیاد خیلی خیلی کم پارت میدم(جوری...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۹هندرسون: خوب بچه ها رسیدیم دوستاتون رو ا...

۲ ستاره و ۳ ماه پارت ۷زنگ خورد و رفتن سر کلاس هندرسون:بچه ها...

رقصشون توی روز جشن✨️💕

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۱داشتن شروع میکردن که دامیان و دمیتریوس...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۵۵《فصل دوم پارت ۱۳》بکی دامیان و به کتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط