**Black rose**

**Black rose**
Pary 1🍷


+سلام من جئون جونگکوکم با مادر بزرگم زندگی میکنم
پدر و مادرم وقتی بچه بودن از هم طلاق گرفتن و منو پیش مادر بزرگم تنها گذاشتن
من مامانبزرگم رو مامان صدا میکنم
منو مامان هم دیگ ـ
÷پسرم کجایی بیا غذا درست شده میز رو چیندم
+چشم مامان الان میام
کوک پایین سمت میز رفت و نشست
÷پسرم دیرت نشه باز اخراج بشی
+وای مامان راست میگین من میرم
کوک پاشد و غذا رو دهنش گذاشت
+خداحافظ
÷خداحافظ پسرم مواظب باش
+چشم
کوک سمت کافه ای که کار میکرد حرکت کرد
چند دقیقه بعد
کوک رسید اون یه صندوق دار ساده بود
بعد یک ساعت خسته کننده نشست رو صندلی
مشتری اومد اما یه مشتری ساده نه
اون جونگکوک رو تسخیر کرد کوک خیره به اون شده بود
_سلام
کوک با صدای اون مرد از خیره بودن به اون دست برداشت
+س.سلام
_یه قهوه تلخ میخوام کنارشم میخک
+چشم الان سفارشتون رو ثبت میکنم
اون مرد رفت سمت میز و روی صندلی نشست
+ف.اک حتی نشستن ش جذابه
کوک میخواست اسمشو بفهمه اما نمیدونست چطوری؟
یه فکری به ذهنش اومد
+ببخشید
_بفرماین
+ما یه چیزی درست کردیم مشتری که سه بار بیاد بهش تخفیف میدیم شماره و اسمتون رو میدین
_اهوم...باش شمارم ۴۹۰۶*****۰۹۰۹
+اوکی اسمتون
_کیم تهیونگ
کوک اروم که کسی نشنوه گفت
+اسمش مث خودش قشنگه
_چیزی گفین
+ن.نهه
تهیونگ خنده ریزی کرد درسته شنید اون حرفو
_اسم شما
+جئون جونگکوک
_خوشبختم روزت بخیر
تهیونگ از کافه بیرون زد و سمت خونه حرکت کرد با ماشین نه پیاده


۱۵ کامنت
دیدگاه ها (۴)

سلام ایشون همون @junghosoek هستش پیج مسدود شد اینجا ادامه می...

**Black rose**Pary 2☕تهیونگ خندید_پسره احمق منو چی فرض کردی ...

**Black rose**رز سیاهژانر:غمگین،عشق ممنوعهکاپل:ویکوکجئون جون...

part 6عشق پنهان 《ویو جونگ کوک بعد از ظهر 》من یک مافیای بزرگم...

پیشت اومدم...۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط