خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی دردو غصه

خوابیدی بدون لالایی و قصه بگیر آسوده بخواب بی دردو غصه
دیگه کابوس زمستون نمیبینی توی خواب گلای حسرت نمیچینی
دیگه خورشید چهرتو نمیسوزونه جای سیلی های باد روش نمیمونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی
.
.
.
دیدگاه ها (۵)

تنها بگذار دست مهر تو بر سرم باشد،گشنگی نیست،ضعف تن نیست،آب ...

دست بر چشمانش گذاشته آرام میگریست ، و خدا پیدا بود در آن حوا...

( معمولا در ایران صبحانه با انواع نان و کره و مربا است. در ا...

سلامتی پسری که از 7 سالگی شد بچه ی طلاق و از اون به بعد دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط