پارت عاشق روانی
پارت۷ عاشق روانی
با صدای خمار گفت: باید اینجا رو هم تمیز کنم که یهو جیغ کشیدم
ات: اگه ادامه بدی سوزی رو صدا می کنم
(سوزی بهترین دوست ات بود باهم آمدن این مدرسه)
کوک :صدا تو از اینجا نمیشنوه (کلاس ات کنار دفتر مدیر بود)
ات: سوزیییییییی سوززززییییی سوزیییییی داد
ویو نویسنده
که کوک دامن ات رو پاره میکنه میره سراغ شرت ات که
یهو در باز میشه سوزی میاد تو
ویو سوزی
وارد دفتر شدم که دیدم داره به ات تجاوز میکنه سریع رفتم می خواستم به مدیر کوک سیلی بزنم که دستم و گرفت و عصبی نگاهم کرد
ویو ات
سوزی اومد به کوک سیلی بزنه که کوک دستش رو گرفت می ترسیدم به سوزی هم تجاوز کنه ولی سوزی ادم قوی و پر زوری بود که دست کوک پس زد
اومد سمت من
کوک: اگه دستت بهش بخوره به تو ام تجاوز میکنم
سوزی :فکر کردی ازت می ترسم ات بهترین دوست منه نمیزارم اتفاقی براش بیوفته کوک: خودت خواستی اومد و سوزی رو انداخت روی زمين و ....
با صدای خمار گفت: باید اینجا رو هم تمیز کنم که یهو جیغ کشیدم
ات: اگه ادامه بدی سوزی رو صدا می کنم
(سوزی بهترین دوست ات بود باهم آمدن این مدرسه)
کوک :صدا تو از اینجا نمیشنوه (کلاس ات کنار دفتر مدیر بود)
ات: سوزیییییییی سوززززییییی سوزیییییی داد
ویو نویسنده
که کوک دامن ات رو پاره میکنه میره سراغ شرت ات که
یهو در باز میشه سوزی میاد تو
ویو سوزی
وارد دفتر شدم که دیدم داره به ات تجاوز میکنه سریع رفتم می خواستم به مدیر کوک سیلی بزنم که دستم و گرفت و عصبی نگاهم کرد
ویو ات
سوزی اومد به کوک سیلی بزنه که کوک دستش رو گرفت می ترسیدم به سوزی هم تجاوز کنه ولی سوزی ادم قوی و پر زوری بود که دست کوک پس زد
اومد سمت من
کوک: اگه دستت بهش بخوره به تو ام تجاوز میکنم
سوزی :فکر کردی ازت می ترسم ات بهترین دوست منه نمیزارم اتفاقی براش بیوفته کوک: خودت خواستی اومد و سوزی رو انداخت روی زمين و ....
- ۲.۹k
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط