سناریوtata
#سناریو_tata
#درخواستی_tata
ما اونا رو دوست داریم ولی اونا مارو دوست ندارن وجدا شدیم ، بعد از سال ها هم دیگه رو دیدیم
RM: نمیدونم چرا انگار پشیمون شدم ولی یعنی منو قبول میکنه؟
Jin: چقد تغییر کرده بزار یکم از هنر بازیگریم به رختون بکشم
(داشت میومد سمتت که خورد بهتو قهوت ریخت)
هی اقا حواستون کجاس؟(داد)
_او خانم کیم؟
شما با من میاین پول کتمو بدین
_ببینم خودتون حواستون کجا بود اهههه چند بار بگم تو خیابون سرتو تو گوشی نکن اخرش خودتو به کشتن میدیا
شما چه نسبتی با من دارین که غیر رسمی صحبت کردین؟
_من؟ بیا فعلا بریم خونه تا یه لباس بهت بدم
من هیجا با شما نمیام
_اووو(بعد دستتو کشید برد تو ماشین)
(نه کیف کردین؟ ولی واقعا دلم براش تنگ شده بود)
SUGA: رفت تو سالن بسکتبال تا یکم تمرین کنه حوصلش سر رفته بود
که تورو میبینه
و یهو توپ میخوره به بینیت و اون سریع میاد پیشت
_ببینمت حواست کجاست؟(داد)
ایییی درد میکنه تو کیی؟
_من؟ الان حال تو مهمه پاشو بریم ببینم چی شدی بار چندمته؟ فک کنم تاحالا سه بار ضربه خورده
چرا یادته
_(اروم) چون برام مهمه
J_hope: شب بود و داشت تو ساحل قدم میزد که صدای اشنایی به گوشش خورد صدای یه دختر ایرانی که داشت فارسی میخوند و قبلا هم اینو براش خونده بودی برای همون اینو میشناخت اومد و پشت سرت نشست صداتو ضبط کرد تا بهش بازم گوش بده ولی این ناراحتش میکرد
_ات؟
چی؟
_میشه لطفا دوباره بیای و امید زندگیم شی؟
بله؟ هوپی چی....
_خب خوبه دیگه قبوله میگم میشه بازم بخونیش؟ اخه صدات خیلی قشنگه
اما نه به قشنگی تو
JIMIN:میگم ات دلم برات تنگ شده بود
جیمین تویی؟ چه جالب
_تو چی؟
من....
_چی؟
منم دلم برات تنگ شده بود
(راستش نتونستی دوری شو تحمل کنی ولی)
اما نمیخوام بهت برگردم تو منو دوست نداری خداحافظ
_وایستا من پشیمون شدم بعد از اون روز هر شب بهت فک میکردم و دیونه شدم من دیگه نمیتونم تنها بدون تو باشم لطفا
جیمین وای به حالت اگه این فرصتتو از بین ببری
_هیچوقت اعتمادتو نمیشکنم دیگه اینبار بهت قول میدم خب
V:حتما دیونه بودم که تنهاش گذاشتم میخوام بهش برگردم صب کن ببینم اون مرده کیه؟
(رف یکی زد تو دهنش)
وایییی همیشه بدون فکر کار کردی ته اون داداشم بود
الان فرصتتو از دست دادی
_یعنی منتظرم بودی؟
JK: وقتی چهار صبح رفته بود کوه تا تمرین تکواندو داشته باشه تورو دید داشتی فرم هفتو تمرین میکردی که مث همیشه تو مرحله دهمش گیر کردی که اومد بهت کمک کرد
_دوباره؟ بهت گفتم باید با اون دست مخالفت بری برای چرخشم برعکس دیگه نگا کن اینطوری
#درخواستی_tata
ما اونا رو دوست داریم ولی اونا مارو دوست ندارن وجدا شدیم ، بعد از سال ها هم دیگه رو دیدیم
RM: نمیدونم چرا انگار پشیمون شدم ولی یعنی منو قبول میکنه؟
Jin: چقد تغییر کرده بزار یکم از هنر بازیگریم به رختون بکشم
(داشت میومد سمتت که خورد بهتو قهوت ریخت)
هی اقا حواستون کجاس؟(داد)
_او خانم کیم؟
شما با من میاین پول کتمو بدین
_ببینم خودتون حواستون کجا بود اهههه چند بار بگم تو خیابون سرتو تو گوشی نکن اخرش خودتو به کشتن میدیا
شما چه نسبتی با من دارین که غیر رسمی صحبت کردین؟
_من؟ بیا فعلا بریم خونه تا یه لباس بهت بدم
من هیجا با شما نمیام
_اووو(بعد دستتو کشید برد تو ماشین)
(نه کیف کردین؟ ولی واقعا دلم براش تنگ شده بود)
SUGA: رفت تو سالن بسکتبال تا یکم تمرین کنه حوصلش سر رفته بود
که تورو میبینه
و یهو توپ میخوره به بینیت و اون سریع میاد پیشت
_ببینمت حواست کجاست؟(داد)
ایییی درد میکنه تو کیی؟
_من؟ الان حال تو مهمه پاشو بریم ببینم چی شدی بار چندمته؟ فک کنم تاحالا سه بار ضربه خورده
چرا یادته
_(اروم) چون برام مهمه
J_hope: شب بود و داشت تو ساحل قدم میزد که صدای اشنایی به گوشش خورد صدای یه دختر ایرانی که داشت فارسی میخوند و قبلا هم اینو براش خونده بودی برای همون اینو میشناخت اومد و پشت سرت نشست صداتو ضبط کرد تا بهش بازم گوش بده ولی این ناراحتش میکرد
_ات؟
چی؟
_میشه لطفا دوباره بیای و امید زندگیم شی؟
بله؟ هوپی چی....
_خب خوبه دیگه قبوله میگم میشه بازم بخونیش؟ اخه صدات خیلی قشنگه
اما نه به قشنگی تو
JIMIN:میگم ات دلم برات تنگ شده بود
جیمین تویی؟ چه جالب
_تو چی؟
من....
_چی؟
منم دلم برات تنگ شده بود
(راستش نتونستی دوری شو تحمل کنی ولی)
اما نمیخوام بهت برگردم تو منو دوست نداری خداحافظ
_وایستا من پشیمون شدم بعد از اون روز هر شب بهت فک میکردم و دیونه شدم من دیگه نمیتونم تنها بدون تو باشم لطفا
جیمین وای به حالت اگه این فرصتتو از بین ببری
_هیچوقت اعتمادتو نمیشکنم دیگه اینبار بهت قول میدم خب
V:حتما دیونه بودم که تنهاش گذاشتم میخوام بهش برگردم صب کن ببینم اون مرده کیه؟
(رف یکی زد تو دهنش)
وایییی همیشه بدون فکر کار کردی ته اون داداشم بود
الان فرصتتو از دست دادی
_یعنی منتظرم بودی؟
JK: وقتی چهار صبح رفته بود کوه تا تمرین تکواندو داشته باشه تورو دید داشتی فرم هفتو تمرین میکردی که مث همیشه تو مرحله دهمش گیر کردی که اومد بهت کمک کرد
_دوباره؟ بهت گفتم باید با اون دست مخالفت بری برای چرخشم برعکس دیگه نگا کن اینطوری
- ۲.۹k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط