یـکی بود یکی نبود
یـکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
توی این شهرقشــنگ
یه روزی هــیچی نبود
دیوارامون گلــی بود
تلفن هنــدلی بود
کارامــون هردلی بود
گازمون کپــسولی بود
برقـمون چراغ سیمی
لامپ هامونم قدیــمی
قفل درها خــفتی بود
یخــچالامون نفتی بود
هرچی بود خــوش بود دلا
بیخــیال مشــکلا
زیلــوهامون شـد قالی
همه چی دیجـــیتالی
کــابل، فیــبر نوری شد
همه چی بلـــوری شد
حالا چشــما وا شده
اشــکنه پیتـــزا شده
حــالا با اون ور آب
جــوونا با آب و تاب
شــب و روز چت میکنند
یعنی صـــحبت میکنند
آب نــباتا قند شده
پیکانا ســمند شده
کــوره ده ها راه دارن
چــوپونا همـراه دارن
تــوی این بگو بخند
عصر همراه و ســمند
دل خــوش سیری چند؟؟؟
دل خــوش سیری چند؟؟؟؟
زیر گنبد کبود
توی این شهرقشــنگ
یه روزی هــیچی نبود
دیوارامون گلــی بود
تلفن هنــدلی بود
کارامــون هردلی بود
گازمون کپــسولی بود
برقـمون چراغ سیمی
لامپ هامونم قدیــمی
قفل درها خــفتی بود
یخــچالامون نفتی بود
هرچی بود خــوش بود دلا
بیخــیال مشــکلا
زیلــوهامون شـد قالی
همه چی دیجـــیتالی
کــابل، فیــبر نوری شد
همه چی بلـــوری شد
حالا چشــما وا شده
اشــکنه پیتـــزا شده
حــالا با اون ور آب
جــوونا با آب و تاب
شــب و روز چت میکنند
یعنی صـــحبت میکنند
آب نــباتا قند شده
پیکانا ســمند شده
کــوره ده ها راه دارن
چــوپونا همـراه دارن
تــوی این بگو بخند
عصر همراه و ســمند
دل خــوش سیری چند؟؟؟
دل خــوش سیری چند؟؟؟؟
- ۱۷۳
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط