خاطره ای از شهید علی سعد

خاطره ای از شهید علی سعد

روایت رازی که تا پس از شهادت فاش نشد

علی حافظ کل قرآن بود و هیچ کسی از این مسئله تا زمان شهادت او اطلاع نداشت، بنده هم به صورت بسیاری اتفاقی متوجه این مسئله شدم. علی طبق عهده و عادتی که داشت هر شب قبل از خواب یک جزء قرآن باید تلاوت و بعد می‌خوابید و زمان بیداری برای نماز شب او نیز بین 3.30 تا 4 شب بود.
زمانی که از طرف ایثارگران یگان سپاه به منزل ما آمده و خبر بازگشت پیکر علی را به ما گفتند؛ به یاد خواسته علی افتادم که او گفت «اگر من یک روز شهید شدم و پیکرم را آوردند، دوست ندارم جیغ و داد کنی و گریه و زاری راه‌بندازی که همکارانم صدای شما را بشنوند».

راوی:همسرشهید

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

از یاد تو یک‌ نفس دلم غافل نیستهرچند که جز حسرت دلحاصل نیستا...

شهید اکبر شهریاریاول فروردین ماه 1363 در تهران در محله کیانش...

خاطره ای از شهید مدافع حرم امیرعلی محمدیان شمر خوانی که مداف...

پلاکش را برای ما جا گذاشت ،تا روزی بدانیم ، از جنس ما بود .....

بسم رب شهدا و الصدیقین 🇮🇷❤😢👐گرامی میدارم یاد و خاطره ی شهدای...

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم ...

فرماندهان ما فرماندهان شهادت وپیشمرگان مردمند 🇮🇷😢❤👐💢یادو خاط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط