تو میرفتی

#تو میرفتی
و همہ جھان میرفت...
ای همہ جھانم خالے
#برگــــرد...
دیدگاه ها (۱)

به تمکینِ لحظه ها می اندیشم!به ثانیه هایی ای کهبه #تو مرتجع ...

نمےدانم #تـــو را بسپارم بہ فراموشی یا #دلم را نذر دید...

#دوستت‌دارم را... من نگاه مےڪنم... #تـــــــــــو بفھم...

نفسھای #تو را آن روزها در شیشہ پُر ڪردم... هوای روزهای ...

ای کاش هیچ خاطره ازت نداشتم وقتی میرفتی خاطره هاتم باخودت می...

من بِهشتمهمہ در دیدنِ خندیدن توست تا تو باشینشوم خیره بہ لب ...

بابت رفتنت بهت حق میدم، تو قلبم تنها بودی حوصلت سر میرفت.#بـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط