دلم شور میزند ،

دلم شور میزند ،
شاید
در پرتگاه خلوت منی!
رو به دیوار
نقش تو را می بینم...
خودکشیِ لحظه ها شروع
و من
در امتداد تحمل غارت شده ی باورت
ثانیه ها سپری میکنم
مجبورم
به سفری سرخ آبی ،
از پنجره تا ناکجا آباد ،
تو را به شهرآورد تنهایی بدرقه کنم.
آری
تو می ارزی به همه شان...
من «تو» را به تاریخ می رسانم،
«تو» مرا به آغوشت.....
دیدگاه ها (۴)

ﺣـــــــﺲ نوشتن ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﯾڪ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺮﻑ •••••ﺍﻣﺎ ﺍین ﺑﺎﺭ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ...

∅هیـــــــــــــس۰۰۰۰∅ ¥__ایــــــــــن بازی >عادلــــــــان...

"سهم""من" از “تـــــــــــو”"عشق" استــــــــــــــ "ذوق" ا...

دلشوره به جان سیگارها می افتدوقتی حرف از رفتن میزنی!تقصیری ن...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟳𝟭 عطر تند و شیرینش فورا فضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط