امروز هم به سر آمد و باز نیامدی! و چه بی خیال از کنار خیا

امروز هم به سر آمد و باز نیامدی! و چه بی خیال از کنار خیال هایم گذشتی و چه بی وفا از این همه وفا دل بریدی! مرا که شاهزاده ی هزار و یک شبت بودم، ساده از قصه ی رویا هایت بیرون زدی و سایه نشین غصه هایم کردی! بهانه نگیر که همه ی بهانه هایم را پی بهانه روانه کرده ام.
راستی... هنوز هم تنها دلیل دلتنگی هایم هستی... ولی نه...دیگر نیستی!
دیدگاه ها (۱)

امروز دیگه نسبت به تو حسی ندارم،بخوای میگم دوست دارم، اما ند...

اسمم را گفتممرا نشناختعینکم را برداشتممرا نشناختحالا مطمئنما...

افسوس که بشکست دلم آنکس که قبله‌گاهم بود زین روزگار بی وفایی...

شنیده‌ ام دنیا خیلی کوچک است....شنیده ام دل ها خیلی بزرگند.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط