چرا رفتی چرا من بی قرارم

چرا رفتی چرا من بی قرارم

به سر سودای اغوش تو دارم نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباس

چرا رفتی چرا من بی قرارم

به سر سودای اغوش تو دارم
خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زه مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بیقرارم

به سر سودای اغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست

چرا رفتی چرا من بیقرارم

به سر سودای اغوش تو دارم
دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هر دو عالم بی خبر کن بی خبر کن
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زه مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بیقرارم

به سر سودای اغوش تو دارم
دیدگاه ها (۴)

گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویشدردیست در دلم که ز دیوار بگذ...

چشمش اگرچه مثل غزل های ناب بودچون شعر اعتراض لبش پر عتاب بود...

در من ریشه کرده ایاسمت که می آیدگونه هایمگل می اندازندخنده ه...

جهانخالی تر از آن استکه جای خالی تو را حس نکنمو خیال کنچه خا...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

love in the dark⑨⓪چند روز بعدهارین: ا/ت عزیزم استراحت برو خو...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

ولی من دخترت بودم، بابا... 🥀باران شدیدی می‌بارید.دختر جوان پ...

KIM V

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۷: مهمان نیمه‌شبسوآ روی تخت نشسته بود.دست...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط