‌‌‌‌‌‌‌‌

‌‌‌‌‌‌‌‌
دیگر نمےتوانم
پنهانت کـنم!

از درخشش نوشتہ هایم
مےفهمند،..

براےتومےنویسم
ازشادےقدم هایم..


شوق دیدارتو درمےیابند..
کہ..
دوستت دارم.....
‌‌‌
دیدگاه ها (۵)

کاش می شد آرامش را از بقّالیِ سَرِ کوچه خریدکاش می شد مهربان...

زندگی دایره در دایره؛ سرگردانی‌ست..چشم بر هم بزنی، مرحله‌ی پ...

رخ بپوشان نازنینم قلب من بی جنبه ...

جانم گرفتحسرت دیدار دیگرشبا ما هر آنچه یار نکرد انتظار کرد ....

تو بگـو...! کجـا پنهانت کنمـ، ڪ در من آشکار نباشۍ؟ در قلبمـ،...

اگر زبان از تکلم باز می ایستاد و دست هایم .چشم هایم . پاهایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط