وقتی شبنمی می نشیند

وقتی شبنمی می نشیند
گوشه چشم کهربایی
قلب زمان می ایستد برایش
.
اما
هیسسس !
لمس کن صدای تپش آب را !
چه زیبا موسیقی می نوازد
پرنده زیبا به وقت سیب خنده هایش ؟


..به تمام آرزوهایش قسم
که این آرزوها نشانه ایست
برای راه های نرفته ایی تا خدا
.
این بار از دریچه ی سرخ احساس
چه اندازه بوی آب و آسمان و
هر چه آبیست را می دهد .
اگر بداند ؛!
تمام ابرهای سپید ؛ ظهر تابستان را دعا کرده اند
.
انوقت قدری بیشتر می خندد !!!

/ سعید
دیدگاه ها (۳)

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا تهی و پر کر...

/ سعید

ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﯼ هستم ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﻧﺮﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ...

کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم کاش بخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط