برای دیدن تو...

برای دیدن تو...
راه دوری را آمده ام...
نفس نفس می زنم
تا بوسیدنت چیزی نمانده است...
به نزدیکی لب هایت که بِرِسم
گلویی تازه می کنم...
و جانانه می بوسمت...
دیدگاه ها (۱)

اِنقد نِگاه کردَن👁 بع طُ عارامِش دارع😌 کِ دلم نِمیخاد حتی ...

هواے نداشتنٺ را "هوار" باید زد....#

لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا تا از لب دلدار...

ای یار بکش دستمآن‌جا که تو آن جایی...#مولانا

نه برای کسی می‌تپم،نه کسی برای من.تنهایی‌ام را با خودم تقسیم...

شوق دارم بشوم غرقِ گناهی که تویی.....این کالبد کالدر فصل عری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط