wlof

⁦⁦⁦✧⁩wlof✧⁩⁦
✯part:⁶
توی اتاق جنا تا دیر وقت مینوشیدن بدون اینکه حتی کلمه ای حرف بزنن بدون اینکه متوجه بشن کل اون دوتا بطری رو خورده بودن و حالا هر دو مست بودن
تهیونگ: مستی برو بخواب (مست)
جنا: ما الان هر دو مون مست شدیم (مست)
تهیونگ: آره منم میام ولی مست چشمای سیاه خوشگلت (مست)
جنا خندید
جنا: واقعاً لازمه یکم روی لاس زدنت کار کنی خیلی آبکیه (مست)
جنا بلند شد که تلو تلو خوردن و سرش گیج رفت تهیونگ دستش رو گرفت و جنا رو انداخت بغل خودش
جنا: چه کار میکنی؟؟ (مست)
تهیونگ: میشه فقط یه بار طعم لب هات رو بچشم؟ (خمار)
جنا خمار نگاهش کرد دست هاش رو دور گردن تهیونگ حلقه کرد و شروع به بوسیدنش کرد.
تهیونگ هر لحظه حریص تر میشد دست های رو روی اندام جنا می‌کشید و در نهایت به آرومی دست هاش رو زیر دامن جنا می‌برد.
صبح زود جنا از خواب بیدار شد بلند شد نشست به اطراف نگاه کرد تهیونگ کنارش خوابیده بود و ملافه ها کثیف بودن تهیونگ چشم هاش رو باز کرد
تهیونگ: میخوای جیغ و داد کنی؟ دیشب کاملا دو طرفه بود(خوابالو)
جنا به ساعت نگاه کرد ⁵:¹⁰ دقیقه بود زیر دلش درد میکرد روی تخت دراز کشید
جنا: بگیر بخواب هنوز برای بیدار شدن زوده
جنا زیر پتو رفت و اخم کردن بود دلش درد میکرد تهیونگ آروم نزدیکش شد و دستش رو زیر دل جنا قرار داد جنا دست تهیونگ رو سریع پس زد
جنا: دستت بهم نخوره (عصبی)
تهیونگ: آنقدر نسبت به دیشت بی‌تفاوتی؟
جنا: این اولین و آخرین بارم بود و دلم میخواست یه بار امتحانش کنم خب می بهتر از تو؟
جنا آروم چشم هاش رو بست تهیونگ دوباره آروم دستش رو زیر دل جنا قرار داد بر عکس دفعه قبل جنا تهیونگ رو پس نزد.
تهیونگ آروم جنا رو بغل کرد و خوابید.
.
جیمین: باهاش خوابیدیییییی؟؟؟؟؟؟؟
تهیونگ: آروم الان یکی صدات رو می‌شنوه
جیمین: ببینم درست شنیدم؟
تهیونگ: هر دومون مست بودیم
جیمین: همین که تو رو زنده گذاشته خودش کلیه
تهیونگ: نه انگار از دیشب پشیمون نبود
جیمین: چی داری میگی
تهیونگ: من عاشقش شدم
جیمین: واقعا نمی‌دونم چی بگم تهیونگ اون دختر غیرقابل دسترسه
تهیونگ: فعلا که حتی باهام خوابیده بقیه اش هم کاری نداره که
جیمین: کلا زده به سرت پسر عقلت رو از دست دادی این همه دختر چرا جنا ؟
تهیونگ: اون دختر از فرق سرش تا نوک پاش تایپمه چرا که نه
جیمین: از دختر هایی که آنقدر مغرورن خوشت میاد
تهیونگ: اول اینکه اون مغرور نیست فقط کم نمیاره و به کسی تکیه نمیکنه دومن من یه فرشته معصوم نمی‌خوام چون دنیای من خطرناکه
جیمین: ولی که چقدر ترسیدم
⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩
ببخشید من واقعاً بلد نیستم آسمان بنویسم تا همین جا هم خودم کلی خجالت کشیدم 🤣👈🏻👉🏻😇
شبتون بخیر قشنگی من✨❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
دیدگاه ها (۸)

⁦⁦⁦✧⁩wlof✧⁩⁦✯part:⁵فردا صبح جنا بلند شد حموم رفت به خودش حسا...

⁦⁦⁦✧⁩wlof✧⁩⁦✯part:⁴تهیونگ وارد عمارت شد شماره جیمین رو گرفت ...

#شراب سرخPart:¹⁹آب دهنم رو قورت دادم و اروم‌از جام بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط