از تقدیر سرنوشت غمگین مباش

از تقدیر سرنوشت غمگین مباش

چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند

شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند

ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ
دیدگاه ها (۳)

بیچاره آسماندلش به خورشیدی خوش است که هر روز دورش می زند

دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعتطبیعت زیباست ، نه به زیبایی...

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه ها شو سیر کنه… گوشت بدن خ...

درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است، که فکر د...

حسرت؛ مهمترین گلهای رد شده در ادوار جام جهانی

گاهی خداحافظی، نه از بی‌ عشقیست و نه از خستگی...از ترسیست که...

.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣴⣶⣤⣤⡆⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⢉⣽⡿⠋⠀⠀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط