پای بر چشمم گذار، ای بهترین مهمان عشق!!!

پای بر چشمم گذار، ای بهترین مهمان عشق!!!
تا به یٌمن مقدمت، بر گسترانم خوان عشق،،،
این تن یخ کرده ی دلمرده را ، جانی ببخش،،،
با حضور گرمت ، ای خورشید تابستان عشق،،،
گرچه قابل نیست، اما در میان سینه ام،،،
خانه ای سازم برایت،از گل و سیمان عشق،،،
زیر پامان : یک گلیم پاره از جنس غرور،،،
پیش رومان : سفره ای از آب عشق و نان عشق،،،
مصرعی از قلب تو، با مصرعی از قلب من،،،
شاه بیتی می شود – بی مثل – در دیوان عشق،،،
کاش ! این رود خیالاتم ، به دریا می رسید،،،
تا بیاشوباند این خواب مرا طوفان عشق،،،
دیدگاه ها (۱۰)

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوستای عشق تو دانی دل و جانم...

مرا آتش مرا باران مرا توفان تصور کنمرا گم گشته ای در راهِ بی...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

از دل سوخته‌اش صبر و شکیبایی رفتپیله، پروانه که شد، شمع به ت...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط