چون طفل که از خوردن داروست پریشان

چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان
آرامش چشمان مرا ریخته بر هم
یاری که پری خوست, پری روست, پریشان
دیدگاه ها (۴)

خدایا حکمت قدم هایی را که برایم برمیداری بر من آشکار کن... ت...

...

جا برای من گنجشک زیاد است ولیبه درختان خیابان تو عادت دارم.....

زمستان که رسید خاطرت را زیر بَرف ها مَدفون کَردم. دریغ که نِ...

عاشقانه های شبنم درکنار مادر خوبم

سایه ای در راهروهای نقره ای

### 🖤 پارت ۱: سایه‌های قدرتسئول، شهری که هر شب با صدای گلوله...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط