خواب دیدم که تویی در بغلم، وای نگو

خواب دیدم که تویی در بغلم، وای نگو
من و شب محو نگاهت عسلم، وای نگو

بوی گل، عطر تنت، رقص من و تاریکی
از همان شب ز لبت مشتعلم، وای نگو

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

گفتم که سرم، گفت جدا می‌خواهمگفتم که تنم، گفت فدا می‌خواهمگف...

نیمه‌شب از دلبرم آغوش می‌خواهد دلمدلبرى كه شب بوَد بيهوش می‌...

قهر؟ باشد، یادگاری‌هایمان را پس دهیمبوسهٔ من را بیاور، بوسهٔ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

گل های خاموش part: 5 «آخر» پدر...

چند پارتی ته پارت اخروای ا.ت وای ا.ت عاشقتم دختررر (نکته : ی...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط