مردانگی را

مردانگی را

در وجود پسربچه ای دیدم که هنگام بازی

برای اینکه دوست فقیرش

خوراکی هایش را بخورد،

نقش فروشنده را بازی کرد...!
دیدگاه ها (۱)

دلم میخواهد عاشق باشد...! عقلم میخواهد عاقل باشد...! این میگ...

طرفت بایـــــد برات . . . یه تکیه گاه محکم باشه ! که هر وقت ...

ای کــــــــاش قلبـــــــــم آنروز اینگــــــــــــــونه ...

من یک دختـــــــرم تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی...

سناریو سانزو

کپشن

سلام و درود‌.این آخرین پست منه ‌؛ لطفا تا اخر بخونید و بعد ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط