آرامش دستانت را

آرامش دستانت را

از کجا به ارث برده ای

که تا قفلِ دستم میشود

اینِ من ناآرام را

آرام میکند ...
دیدگاه ها (۲)

هَر شب مَحموله‌ی خیالتبِطور غیـرقــانونیوارد مَرزهای قلبم می...

مثل  پیراهنی که روی طناب جا ماندهاز فراموشیِ یارخشکم زد...

مرا سخت دوست بدارپُر بوسهبغل داربگذار عشقبه پای هم بندمان کن...

انتظارم زیاد نیستمن فقط گفتم تو ماهی باش، من آببا هر نفستیک ...

کلاشی و دزدی از باباش به ارث بردهکار کن نیست این پلشت‌

جونگکوک مهربونی و شیرین بودنشو و از همه مهم تر چشمای کهکشانی...

آقا جان ، چهل روز از آن روز که در آغوش ضامن آهو آرام گرفته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط