شوهره میاد خونه به زنش میگه:

شوهره میاد خونه به زنش میگه:

من برای شام دوستمو دعوت کردم خونه مون

زنش میگه: چرا این کار رو کردی، ببین خونه چقدر بهم ریخته است

ظرفا کثیفن، هیچی هم برای خوردن تو یخچال نیست

شوهره میگه: میدونم ولی اشکالی نداره

زنه میگه: اگه میدونی، پس چرا دوستت رو دعوت کردی؟

شوهرمیگه: آخه اون زده به سرش بره زن بگیره
دیدگاه ها (۱)

تازه میفهمم موفق باشید استاد آخر برگه امتحانی جواب همونخسته ...

گفت مردی به همسرش روزی…. من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از ...

شوهره میاد خونه به زنش میگه:من برای شام دوستمو دعوت کردم خون...

فرهنگ لغات زنان : ۱٫ آره یعنی نه ۲٫ نه یعنی آره ۳٫ ما با یدب...

🦕 : به گفته ی استی هایی که امروز توی کنسرت حضور داشتن به خاط...

سه تایی با هم از اتاق اومدیم بیرون. تهیونگ همون‌طور که سورا ...

Forced MarriagePart 47چند روز دیگه هم گذشتزندگی دوباره آروم ...

تک پارتی

داستان های هوش مصنوعی

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۱ویو راوی تهیونگ ب...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

پارت ۵

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)فلیکس/ا.تصبح، زمانی که فلیکس از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط