با عشق به من به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی

با عشق به من به من خیانت کردی دل دادم و تو رد امانت کردی رفتی و چه آسوده ز من دل کندی هر دو قلمت خورد اگر برگردی !
دیدگاه ها (۱)

رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم ک...

طناب را به گردنم انداختند، گفتند آخرین آرزویت؟ گفتم دیدن محب...

فردا اگر از راه نمی آمد من تا ابد کنار تو میماندم... (فروغ ف...

…پایان راه کاملاً پیداست! می دهم قابش کنند کنایه هایت را به ...

رفتی ز دیده داغت به دل ماست هنوز هر کجا می‌نگرم روی تو پیداس...

از جنس غزل بودی و دل باختنیچون کوچه دل خرم و نشناختنیبا بال ...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط