Forest Vampire
Forest Vampire
Part 36
ا/ت. ( از تعجب زبونش بند ومده بود
جونگ کوک. ( خیره به حرکات برگ روی گونه ا/ت نگاه میکرد و از این حرکت یهویی درخت بزرگ تعجب کرد الان که مناسبتی نبود پس چرا برگ درخت گونه ا/ت رو نوازش کرد؟
جونگ کوک. امکان نداره....... یعنی..... تو...... ؟( شوکه
ا/ت. من چی؟...... چرا این درخته اینکار رو کرد؟ ( تعجب
جونگ کوک. یعنی تو ملکه بعدی سرزمین منی؟ (گیج و شوکه
ا/ت. چییییی؟ امکان نداره....... من........ من ادمم و تو خون آشام اصلا... نه نه نمیشه درخته خراب شده یا قاطی کرده
جونگ کوک. اره همین طوره...... نمیشه نه... نه... ولش کن بیا برگردیم ( همچنان با تعجب
ا/ت. اره..... اره.... بیا برگردیم
( هر دو به عمارت برگشتن و به سمت اتاق رفتن)
ویو ته یان. چرا ون دختر این کار رو کرد ونم قبل از اینکه من بگم ون غذا با چی درست شد؟ از چشماش مشخص بود داره دروغ میگه ون دختر کیه؟ امکان نداره ون دختره عمه جانگ باشه ون حتی اسمش نمیدونست ون کیه؟ ( همون لحظه میمونش به طرفش ومد و نشست کنارش) یادش ومد هر وقت میمونش ا/ت رو میدید شروع به جیغ زدن میکرد و حتی گازش هم گرفت درحالی که ون فقط وقتی متوجه بوی انسان میشد این کار رو میکرد یعنی ممکنه ا/ت خون آشام نباشه و یه انسان باشه؟ یعنی جونگ کوک یه آدمیزاد رو به اینجا اورده؟ یعنی یادش رفته که اوردن انسان به اینجا برای همه یه حکم یکسان داره؟ من باید بفهمم که ون واقعا کیه و اگه شانس باهام یار باشه و ون دختر واقعا یع آدمیزاد باشه هم میتونم ازش شر ون خلاص شم هم جونگ کوک رو از تخت پایین بکشم و به عنوان کسی که متوجه این موضوع شده خودم به تخت بشینم ارهه همینه خودش با پای خودش تو تله افتاد
ویو ا/ت و جونگ کوک
ا/ت. میگم اسم عمت چیه؟
جونگ کوک. اسم عمه منو میخای چیکار؟ (پوزخند
ا/ت. میترسم بازم یکی ازم اسمشو بپرسه من عین چی فقط واستم نگاش کنم (خنده
جونگ کوک. اسمش جانگه...... البته این فامیلشه و به همین معرفه اسم کاملش جانگ چا ون هست
ا/ت. اها..... فکر کنم برای اینحا موندن باید اسم همه خاندانتو بدونم (خنده
جونگ کوک. (خندید
ا/ت. جدیم (خنده
جونگ کوک. ( بلند شد و یه تومار از توی کمدش اورد و داد به ا/ت
ا/ت. این چیه؟
جونگ کوک. اسم همه اعضای خانواده ام مگه نمیخاستی بدونی
ا/ت. واوو ( بازش کرد و کلی اسم با لقب جلوش ظاهر شد
ا/ت. وایییی چقدر زیادینننن (تعجب و داشت به اسما نگاه میکرد
جونگ کوک. دیگه دیگه (خنده......
ادامه دارد........
Part 36
ا/ت. ( از تعجب زبونش بند ومده بود
جونگ کوک. ( خیره به حرکات برگ روی گونه ا/ت نگاه میکرد و از این حرکت یهویی درخت بزرگ تعجب کرد الان که مناسبتی نبود پس چرا برگ درخت گونه ا/ت رو نوازش کرد؟
جونگ کوک. امکان نداره....... یعنی..... تو...... ؟( شوکه
ا/ت. من چی؟...... چرا این درخته اینکار رو کرد؟ ( تعجب
جونگ کوک. یعنی تو ملکه بعدی سرزمین منی؟ (گیج و شوکه
ا/ت. چییییی؟ امکان نداره....... من........ من ادمم و تو خون آشام اصلا... نه نه نمیشه درخته خراب شده یا قاطی کرده
جونگ کوک. اره همین طوره...... نمیشه نه... نه... ولش کن بیا برگردیم ( همچنان با تعجب
ا/ت. اره..... اره.... بیا برگردیم
( هر دو به عمارت برگشتن و به سمت اتاق رفتن)
ویو ته یان. چرا ون دختر این کار رو کرد ونم قبل از اینکه من بگم ون غذا با چی درست شد؟ از چشماش مشخص بود داره دروغ میگه ون دختر کیه؟ امکان نداره ون دختره عمه جانگ باشه ون حتی اسمش نمیدونست ون کیه؟ ( همون لحظه میمونش به طرفش ومد و نشست کنارش) یادش ومد هر وقت میمونش ا/ت رو میدید شروع به جیغ زدن میکرد و حتی گازش هم گرفت درحالی که ون فقط وقتی متوجه بوی انسان میشد این کار رو میکرد یعنی ممکنه ا/ت خون آشام نباشه و یه انسان باشه؟ یعنی جونگ کوک یه آدمیزاد رو به اینجا اورده؟ یعنی یادش رفته که اوردن انسان به اینجا برای همه یه حکم یکسان داره؟ من باید بفهمم که ون واقعا کیه و اگه شانس باهام یار باشه و ون دختر واقعا یع آدمیزاد باشه هم میتونم ازش شر ون خلاص شم هم جونگ کوک رو از تخت پایین بکشم و به عنوان کسی که متوجه این موضوع شده خودم به تخت بشینم ارهه همینه خودش با پای خودش تو تله افتاد
ویو ا/ت و جونگ کوک
ا/ت. میگم اسم عمت چیه؟
جونگ کوک. اسم عمه منو میخای چیکار؟ (پوزخند
ا/ت. میترسم بازم یکی ازم اسمشو بپرسه من عین چی فقط واستم نگاش کنم (خنده
جونگ کوک. اسمش جانگه...... البته این فامیلشه و به همین معرفه اسم کاملش جانگ چا ون هست
ا/ت. اها..... فکر کنم برای اینحا موندن باید اسم همه خاندانتو بدونم (خنده
جونگ کوک. (خندید
ا/ت. جدیم (خنده
جونگ کوک. ( بلند شد و یه تومار از توی کمدش اورد و داد به ا/ت
ا/ت. این چیه؟
جونگ کوک. اسم همه اعضای خانواده ام مگه نمیخاستی بدونی
ا/ت. واوو ( بازش کرد و کلی اسم با لقب جلوش ظاهر شد
ا/ت. وایییی چقدر زیادینننن (تعجب و داشت به اسما نگاه میکرد
جونگ کوک. دیگه دیگه (خنده......
ادامه دارد........
- ۱۱.۲k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط