خواستم سرم را

خواستم سرم را
روی شانه ات بگذارم
از غبار خستگی پوشیده بود
راستش را بگو
زیر آوار کدامین غم
مسکوت مانده بودی؟
ازهضم کدام بی معرفتی
اینگونه درمانده
رو به سقوطی؟
دیدگاه ها (۱۶)

آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.هوشیار که شدم فقط زمستان بود و...

اگر در آستان حُسنتساکت ایستاده‌اماز آن روست که سکوتدر حریم ز...

#تکست_خاص

#تکست_خاص

تقدیم به دوردونه قلبم❤🌹هرگز نگفتم نازنین من دوستت دارم ولی.....

هرگز نگفتم نازنین من دوستت دارم ولی....باید بدانی بی تو من ا...

p23پرش به فردا ات ویو با سوزشی تو بدنم چشمام رو باز کردم تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط