خواستم سرم را

خواستم سرم را
روی شانه ات بگذارم
از غبار خستگی پوشیده بود
راستش را بگو
زیر آوار کدامین غم
مسکوت مانده بودی؟
ازهضم کدام بی معرفتی
اینگونه درمانده
رو به سقوطی؟
دیدگاه ها (۱۶)

آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.هوشیار که شدم فقط زمستان بود و...

اگر در آستان حُسنتساکت ایستاده‌اماز آن روست که سکوتدر حریم ز...

#تکست_خاص

#تکست_خاص

My little princess...Part 19تهیونگ : کم‌مونده بگه می‌خوام تو...

برادرناتنیفصل سوم part 4ات: برگشتم خونه ی دوش گرفتم و لباس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط