پارت
پارت ۴
ویو تهیونگ
د دیدم جونگکوک زنگ زده با استرس جوابشو دادم
« مکالمه بین تهیونگ و جونگکوک »
جونگکوک: الو.....سلام تهیونگ
تهیونگ: سلام کاری..داشتی زنگ زدی ؟( استرس)
جونگکوک: نه فقط گفتم ات رو ندیدی
تهیونگ: نه ندیدمش ( استرس)
جونگکوک: اوکی... خداحافظ
تهیونگ: خداحافظ..... یونگیییییییییی
یونگی: چته بابااااا
تهیونگ: جونگکوک ممکنه بهت زنگ بزنه.... از دهنت نپره بگی اینجاست
یونگی: باشه حالا گفتم چی شده 🗿
ات: نگفتی که من اینجام ؟؟
تهیونگ: نه
ات: آفرین..... پسرا شب بخیر
تهیونگ و یونگی: شب بخیر💖
ببینین چه ادامین خوبی دارین تو خماری نذاشتمتون 😌😌😁
ویو تهیونگ
د دیدم جونگکوک زنگ زده با استرس جوابشو دادم
« مکالمه بین تهیونگ و جونگکوک »
جونگکوک: الو.....سلام تهیونگ
تهیونگ: سلام کاری..داشتی زنگ زدی ؟( استرس)
جونگکوک: نه فقط گفتم ات رو ندیدی
تهیونگ: نه ندیدمش ( استرس)
جونگکوک: اوکی... خداحافظ
تهیونگ: خداحافظ..... یونگیییییییییی
یونگی: چته بابااااا
تهیونگ: جونگکوک ممکنه بهت زنگ بزنه.... از دهنت نپره بگی اینجاست
یونگی: باشه حالا گفتم چی شده 🗿
ات: نگفتی که من اینجام ؟؟
تهیونگ: نه
ات: آفرین..... پسرا شب بخیر
تهیونگ و یونگی: شب بخیر💖
ببینین چه ادامین خوبی دارین تو خماری نذاشتمتون 😌😌😁
- ۹۴۵
- ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط